شهاب الدین ز کهتر یاد کردی
بنای مکرمتت آباد کردی
چو دودم زآتش غم برکشیدی
چو گرد اندوه من بر باد کردی
بدادی داد تشریفم وگر چند
به این برخواه خود بیداد کردی
چه گویی با زمانه عذر این جرم
که جان خستهای را شاد کردی
مرا مفروش بیجرمی و آنگاه
که بخریدی مرا آزاد کردی
از این پس رو دلی دیگر به دست آر
مرا این بس که از من یاد کردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.