گنجور

 
۱
۲
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱

 

یا رب گشاده دار در شاه شرع را

آن را که دست بخل جز او در جهان نبست

دیگر چون زاو گذشتی هستند عاملی (؟)

در حفظ مال هشیار از جام بخل مست

کرده به شعر من همه دست از طمع دراز

[...]

۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۲

 

ز من محتسب را بگوی این رسالت

که کس چون منی را به خود برگمارد

به دست مزاج دست آن حریفی

که پیشانی شیر طبعم بخارد

که زاو باشدم علم یا جاه یا زر

[...]

۴ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۳

 

رودباری خسی که نسبت از او

هر کجا هست عار می‌خیزد

باده جود نوش ناکرده

در زمانش خمار می‌خیزد

اگر او خس بود بدیع مدان

[...]

۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۴ - در ستایش رشیدالدین گوید

 

رشید دین همه ارکان دولت خاقان

حقوق داعی مخلص نگاه داشته‌اند

ز هر که رایت فکری فراشته است رهی

همه قبیله او سر به آن فراشته‌اند

و زآنکه نقش شکایت نگاشت در دفتر

[...]

۴ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۵ - در ستایش مجیرالدین گوید

 

مقتدای جهان مجیرالدین

ای هنر را به خاطرات سوگند

شرع را نطق تو نکو حامی

طبع را مدح تو خلف فرزند

تا ثنای تو نگسلد شب و روز

[...]

۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۶ - در ستایش علاءالدین گوید

 

مجلس محترم علاءالدین

که دل و جان هوای او جویند

گر به من کم همی‌رسد امسال

که هزارش چو من ثنا گویند

دیگران در تغافل و تقصیر

[...]

۴ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۷

 

ای کریمی که مرغ همت تو

نکبت زخم فخ نمی‌باید

وعظ دوشینه را غنیمت دار

که در این فصل یخ نمی‌باید

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۸

 

برون از مردمی ترتیب هر کار

توان کردن ولیکن خود نباید

به کوکی کآن بر ما نیز خیزد

بزرگان را ز ما چون یاد نآید

از آن سوهانیی کآن جان نیاید

[...]

۱۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۹

 

سزد گر بخارا در این چندگاه

نخواهند ز اهل کرم هیچ چیز

که از رنج‌ها اهل این شهر را

بسنده است دیدار قاضی عزیز

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱۰

 

سید ای نور دیده خورشید

بنده نور طبع روشن تو

شد زمستان و هست بر دل من

از تن من عزیزتر تن تو

چون بخواهم غم کسانی خورد

[...]

۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

یقین نبودم پیش از تو ای سدید

که جز زمانه دگر نیز هست غداری

اگر به رنگ‌رزی نسبتت کنند همی

در آن نباشد کس را مجال انکاری

ز رنگ‌های دگر خود خبر ندارم لیک

[...]

۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

ای به بخشش عریض دعوی‌هات

هیچ دانی به معرض چه دری

روبه ماده‌ای یکی هشدار

هان که بر پای شیر می‌سپری

از پی انتظار کیمختی

[...]

۵ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱

 

دلبرا هر چه برانی ز جفایت بر من

برهمی باف که با تو دل من چون یار است

دل تو سخت و مرا نرم‌دل آری چه عجب

نرم باشد چو همه ساله به خون فرغار است

گر کسی شیفته خواهد ز تو جانا زنهار

[...]

۱۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲

 

یا رب زهی سخن که همه اهل فضل عصر

بر دیده می‌نهندش وز بهر این تر است

۱ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳

 

گاوی اندر حاسدت ترکیب کرد ایزد ولیک

از نسیم خلق تو عالم همه عنبر گرفت

تیغ‌ گوهر‌های خویش از بهر تو منحول کرد

لاجرم از دشمنان تو به بخشش سر گرفت

خصم تو در کام طبع راست طعم زهر یافت

[...]

۷ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۴

 

ز اتفاق حسن خون شمر ز نکبت من

چو بنده خون حسین و حسن نمی‌دارد

۱ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۵

 

دولت توست و تویی که رست ز غم آنک

رخت به منزل‌گه شما دو جوان برد

چون تن ملعونش منهزم به عنا رفت

لعنت جمله سوی جان روان برد

باد سوار سحاب تا به هوا در

[...]

۳ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۶

 

هزار محنت و درد و بلا و نامش عشق

هزار گونه بلا و جفا و نامش یار

فغان نمودم با نرگس تو در نگرفت

دریغ برد یکی پاره بازیم طرار

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۷

 

اگر عالم همی گیری خداوندا چو صیت خود

تو را رای تو بس رایت تو را بخت تو بس لشکر

۱ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۸

 

عدو که پیل به نوک سنان همی بربود

گذشت بنیه به نیروی پشه‌ای ز سرش

۱ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۲