گاوی اندر حاسدت ترکیب کرد ایزد ولیک
از نسیم خلق تو عالم همه عنبر گرفت
تیغ گوهرهای خویش از بهر تو منحول کرد
لاجرم از دشمنان تو به بخشش سر گرفت
خصم تو در کام طبع راست طعم زهر یافت
لیک اندر ابروانت عادت شکر گرفت
جود تو چون دست از پاداش خلقان میبشست
قطرهای از آب دستش جمله کوثر گرفت
موی شد دشمن به ضعف و از برای تاب او
دست اقبالت ز شکل آسمان چنبر گرفت
در فراق صدر تو چون گنبد نیلوفری است
زآن قبل دلهای خلقان بار نیلوفر گرفت
سوز سینه رنگ لعل چهره را از لاله برد
چون دلم راه نظر بر دیده عبهر گرفت
این ابیات از قصیده شماره ۶ ذیل در گنجور با مطلع (چون نظام ملک در دیوان شه دفتر گرفت) میباشد.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.