گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عین‌القضات همدانی

در عشق دلا عیب و عواری نبود

وانجا که بود ز عشق عاری نبود

این جمله از آنست که مر عاشق را

در عالم عشق اختیاری نبود

عطار

چون گریهٔ من ابر بهاری نبود

چون نالهٔ من ناله بزاری نبود

چون من زغم مرگ تو ای یار عزیز

در شهر به صد هزار خواری نبود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
اوحدالدین کرمانی

هر دل که درو عشق نگاری نبود

مرده شمرش که زنده باری نبود

هر دل که درو نباشد از عشق اثر

در هیچ حسابی و شماری نبود

جویای تبریزی

خوب است که زخم یار کاری نبود

جز لذت درد امیدواری نبود

شمشیر توام کرد به یک زخم شهید

با دولت تیز پایداری نبود

غروی اصفهانی

ما را به جهان جز به تو کاری نبود

جز بر کرمت امیدواری نبود

بیتابی عاشق بود از قلب سلیم

زیرا که سلیم را قراری نبود

مست تو بجز دم ز انا الحق نزند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه