گنجور

 
عین‌القضات همدانی

عیب و عار در عالم عشق ممتنع الوجود است اگر پادشاه با گلخنی عشق آرد عیب نیست و اگر گدائی بر پادشاهی عشق بازد عیب نیست زیرا که عموم خلائق از آنجا که ذُروهٔ اوج علوی ملکی است تا اینجا که حضیض سفلی شیطانیست همه عاشق کمال خودند برای ادراک اسرار غیب و روا بود که ایجاد همه را سبب همین بوده باشد وَلِذلِکَ خَلَقُهم. تا سر کُنْتُ کَنزاً مَخْفِیاً لَمْ اُعرَف ظاهرشود و آنچه در نوادر حکم نوشته‌ست که به واسطهٔ کتابت یک کلمهٔ حیات و قدرت و علم و سمع و بصرو ارادت کاتب بی هیچ تاملی در دل بینندهٔ این کلمهٔ مکتوبه پدید آید بدین معنی قریبست:

در عشق دلا عیب و عواری نبود

وانجا که بود ز عشق عاری نبود

این جمله از آنست که مر عاشق را

در عالم عشق اختیاری نبود

 
 
گوهر