گنجور

شمارهٔ ۶۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

در صدف گوهری نهان گشته

آن نهان بر همه عیان گشته

صدف و گوهریم و دریا هم

نظری کن به عین ما فافهم

صدف ما اگر چنان باشد

درج درّ یتیم آن باشد

صدف و گوهرش به هم می‌ بین

نظری کن به چشم ما بنشین

می و جامش به همدگر دریاب

خوش حبابی پر آب بر سر آب

هر صدف گوهری در او باشد

چون گهر باشدش نکو باشد

طلب گوهر ار کنی جانا

قدمی نه در آ در این دریا

گر تو دریا دل و گهر جویی

گوهر از خود بجو که تو اویی

موج و بحر و حباب و جویی تو

عین ما را بجو که اویی تو

گنج و گنجینه و طلسم نگر

صفت و ذات بین و اسم نگر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.