گنجور

قطعهٔ شمارهٔ ۴۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قطعات
 

پیش ازین گر مرا حجابی بود

شکر گویم که آن حجاب نماند

بود گنجی درین خرابهٔ تن

گنج باقیست گر خراب نماند

آفتابی ز چشم پنهان شد

تا نگوئی که آفتاب نماند

میکده باقی است و خم پر می

جام بشکست نه شراب نماند

بی حسابم نواخت لطف خدا

هیچ باقی درین حساب نماند

نعمت الله به خواب رفت دمی

باز بیدار شد چه خواب نماند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن نوشته:

جام بشکست و نه شراب بماند—با توجه به مصرع اول و کل شعر درست است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.