گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

کفر سر زلف بت عیار ببینید

ترسای میان بسته به زنار ببیند

در پردهٔ عصمت ز نظر گرچه نهان بود

پیدا شده اش بر سر بازار ببینید

بر دیدهٔ ما گر بنشینید زمانی

یک لعبت و صد جامه به یکبار ببینید

جامی به کف آرید در او رو بنمائید

تا ساقی و رند و می خمار ببینید

بحریم و حباب و می و جامیم و در این دور

در صورت ما معنی هر چار ببینید

عالم همه آئینهٔ یار است از آن روی

روشن بنماید به شما یار ببینید

از گفتهٔ سید غزلی نغز نویسید

سر دفتر مجموعهٔ اسرار ببینید

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.