گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عقل ناقص به کار می ناید

صحبت او مرا نمی باید

سخنش اعتبار نتوان کرد

زانکه بر قول خود نمی پاید

هر زمان قصهٔ دگر خواند

هر دم انکامه ای بیاراید

آبرو را به خاک ره ریزد

به لب خشک باده پیماید

چون که از شوق عشق بی خبرست

لاجرم دوستی نمی شاید

نفی سید کند ولی به خیال

آن خیالش به خواب بنماید

سیدی عاشقی بجو که تمام

جانت از ذوق او بیاساید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط