گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

عقل ناقص به کار می ناید

صحبت او مرا نمی باید

سخنش اعتبار نتوان کرد

زانکه بر قول خود نمی پاید

هر زمان قصهٔ دگر خواند

هر دم انکامه ای بیاراید

آبرو را به خاک ره ریزد

به لب خشک باده پیماید

چون که از شوق عشق بی خبرست

لاجرم دوستی نمی شاید

نفی سید کند ولی به خیال

آن خیالش به خواب بنماید

سیدی عاشقی بجو که تمام

جانت از ذوق او بیاساید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.