گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دل چو دم از عشق دلبر می زند

پشت پا بر بحر و بر برمی زند

در خرابات فنا جام بقاء

شادی ساقی کوثر می زند

عشق می گوید دل و دلبر یکی است

عقل حیران دست بر سر می زند

دل به جان نقش خیالش می کشد

مهر مهرش نیک بر زر می زند

از دل خود دلبر خود را طلب

کو دم از الله اکبر می زند

گرچه گم شد یوسف گل پیرهن

از گریبان تو سر بر می زند

نعمت الله جان سپاری می کند

خیمه بر صحرای محشر می زند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.