گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی

چشم ما روشن به نور او بود

هرچه می بینم از آن نیکو بود

آینه یک رو نماید در نظر

هرکه او با آینه یک رو بود

غیر او چون نیست در دار وجود

چشم ما بر روی غیری چو بود

رشتهٔ یک تو چرا بینی دو بود

نیک بنگر رشته خود یک تو بود

عالمی از جود او دارد وجود

ما کجا باشیم اگر نه او بود

عاشق مستیم در کوی مغان

عقل کل در بزم ما آنجو بود

سید ما در همه عالم یکی است

بلکه خود مجموع عالم او بود