گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

تبخال زده بر لب من خسته از آن است

گویی که چو من بر لب شیرین نگران است

صد بوسه زده بر لب من خسرو شیرین

چون دید که حال لب دل خسته چنان است

گر زانکه نزد بر لب من بوسه دل آرام

بر لعل لب ما تو بببین کاین چه نشان است

از اشک شکر بار من بوسه بسی داد

جوشیدن این لب همه شیرینی آن است

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.