گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش آب حیاتیست که گویند شرابست

خوش عاشق رندی که چو ما مست و خرابست

جامی که ز آبست پر آبست کدامست

در مجلس ما جو که چنین جام حبابست

در گلشن اگر بلبل سر مست گل افشاند

ما راز گلستان همه مقصود گلابست

بر راه خطا عقل اگر رفت خطا کرد

تو در پی او گر نروی عین صوابست

هر نقش خیالی که تو را غیر نماید

تعبیر کن آن را که خیال تو به خوابست

مائیم و حریفان همه سرمست شرابت

ما را چه غم ار زاهد مخمور سرابست

موجیست درین دیدهٔ دریا دل سید

پیداست که آبست که بر آب حجابست

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

منصور نوشته:

به نظر میاد در بیت دوم (ز آب است “و” پر آب است) صحیح‌تر باشه
در بیت سوم (ما را ز گلستان) درسته

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.