گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش آب حیاتیست که گویند شرابست

حالی و چه خوش حال که دل مست و خرابست

غیری به تو گر روی نماید مگذارش

کان نقش خیالست که در دیدهٔ خوابست

گویند که امواج حبابست درین بحر

آبست که در دیدهٔ ما عین حجابست

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

مهر است به چشم من و تو ماه نقابست

این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوقست

بنویس که مجموعهٔ مجموع کتابست

بی تو گل توحید که خوشبو شوی از وی

هر چند گلابست ببو نام گلابست

سید طلب و رو به خرابات مغان آر

می رو به سلامت که ره خیر و صوابست

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.