عارفانه بیا و خوش می گو
وحده لا اله الا هو
ذکر مستانه می کنم شب و روز
تو ز من بشنوی و من از او
همه عشق است و ما در او غرقیم
عین ما را به عین ما می جو
باش با عاشقان او یک روی
خوش بگو لا اله الا هو
در دو آئینه رو نمود یکی
آن یکی باشد و نماید دو
غیر او نیست در وجود ای دوست
ور تو گوئی که هست غیری کو
این چنین گفته های مستانه
بشنو از من که گفته ام نیکو
خرقهٔ پاک اگر هوس داری
جامهٔ خود تو از خودی می شو
نعمت الله یکی است در عالم
فارغ است از خیال عقل دو رو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عرفان و عشق الهی اشاره میکند و به وحدت وجود میپردازد. او دعوت به یاد خدا میکند و بیان میکند که عشق و وجود واقعی تنها در او است. این شعر از زبان مستانانه و عاشقانه بیان شده و تأکید دارد بر اینکه همه چیز در عشق و خداوند متجلّی است. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که غیر از خدا وجود ندارد و هر آنچه هست به او برمیگردد. در نهایت، او از شنونده میخواهد که از طریق عشق و عرفان، به حقیقت پی ببرد.
هوش مصنوعی: به زیبایی و با عشق به معنای واحد هستی بپرداز و بخوان که جز او هیچ معبودی نیست.
هوش مصنوعی: مدام درباره عشق و زیبایی میگویم و تو این را از من میشنوی و من هم از آن میگویم.
هوش مصنوعی: همه چیز عشق است و ما در این عشق غرق شدهایم. فقط خودمان را در خودمان جستجو کن.
هوش مصنوعی: با عاشقان او با رویی محبتآمیز برخورد کن و بگو که هیچ معبودی جز او نیست.
هوش مصنوعی: در دو آینه که به هم مقابلاند، هر یک تصویر دیگری را نشان میدهد و بنابراین هر دو تصویر مشابه یکدیگر هستند.
هوش مصنوعی: در وجود هیچکس غیر از او وجود ندارد، و اگر تو بگویی که کسی غیر از او وجود دارد، پس آنکسی که میگویی کجاست؟
هوش مصنوعی: به اینگونه شنیدنیهای شورانگیز از من گوش فرادهید، زیرا من به زیبایی بیان کردهام.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی لباس پاک و زیبایی بپوشی، ابتدا باید لباسِ خودت را از خودت پاک کنی.
هوش مصنوعی: نعمت الهی یکی است و در این جهان، خارج از هر نوع خیال و تصوری از عقل و تفکر دوگانه قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون نهاد او پهند را نیکو
قید شد در پهند او آهو
مرد ملاح تیز اندک رو
راند بر باد کشتی اندر ژو
کس نباشد قمار دوست چو او
ز آن همه طایفه هموست همو
کس نگفته صفات مبدع هو
چند و چون و چرا چه و کی و کو
شمس دین ، ای ترا بهر نفسی
در جان کهن سعادت نو
ای زبانها بمدحت تو روان
وی روانها بطاعت تو گرو
بر گذشته موافق تو زچرخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.