گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۲۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گوهر دُر یتیم از ما بجو

آنچنان گوهر در این دریا بجو

در وجود خویشتن سیری بکن

حضرت یکتای بی همتا بجو

دست بگشا دامن خود را بگیر

هر چه می خواهی ز خود جانا بجو

در دل ما نقد گنج او طلب

از چنین گنجی بیا آن را بجو

عاشق و معشوق ما هر دو یکیست

صورت و معنی آن یکتا بجو

گر بهشت جاودان خواهی بیا

خلوت میخانهٔ ما را بجو

شرح اسما عارفانه خوش بخوان

یک مسمی در همه اسما بجو

در خرابات مغان مست و خراب

رو قدم نه کام دل آنجا بجو

نور او در دیدهٔ بینا ببین

نعمت الله در همه اشیا بجو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.