گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بگذر از قطره برو دریا بجو

عین ما جوئی به عین ما بجو

دیدهٔ ما جز جمال او ندید

نور او در دیدهٔ بینا بجو

بی سر و پا گرد میخانه بر آ

در چنان جای خوشی ما را بجو

هر چه بینی هر که آید در نظر

حضرت یکتای بی همتا بجو

عشق را جای معین هست نیست

جای آن بی جای ما هر جا بجو

مجلس عشقست و این مأوای ماست

ترک مأوا کرده ای ما را بجو

مظهری بی نعمت الله کی بود

نعمت الله در همه اشیا بجو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور