گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی

ما مظهر نور مصطفائیم

ما منبع سر مرتضائیم

ما فاتحهٔ کتاب عشقیم

ما صوفی صفهٔ صفائیم

ما سر خلیفهٔ زمینیم

ما نور صحیفهٔ سمائیم

ما کاشف معنی کلامیم

ما واصف صورت شمائیم

ما صدرنشین کوی عشقیم

ما صوفی صفهٔ صفائیم

ما گوهر بحر بیکرانیم

ما مخزن گنج پادشاهیم

ما جامع جمله اسمهائیم

ما جام جم جهان نمائیم

در شرع طریقت و حقیقت

ما بلبل و هدهد و همائیم

سیمرغ حقیقت است سید

ما باز فضای کبریائیم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

تا دُردیِ درد او چشیدیم

دامن ز دو کون در گرفتیم

با هم نفسان درد عشقش

در کنج فنا بیارمیدیم

بر بوک یقین که بوک بینیم

[...]

امیرخسرو دهلوی

ما عاشق روی نیکوانیم

دیوانه شکل هر جوانیم

هر جا که چکید خوی ز خوبان

ما خون ز دو چشم خود چکانیم

هر چند ز عشق موی گشتیم

[...]

شیخ بهایی

ما نیز نکوئیش بگوئیم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

رضی‌الدین آرتیمانی

ما بهر هلاک خود هلاکیم

ز آلایش آب و خاک، پاکیم

عین عشقیم و آن حسنیم

تادست بهم دهیم خشتیم

تا چشم بهم نهیم خاکیم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه