گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۰۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ما حلقه به گوش می فروشیم

ما مست و خراب و باده نوشیم

ز اسرار الست در سماعیم

وز جام بلاش در خروشیم

هر دم به هوای آتش دل

چون بحر به خویشتن بجوشیم

یک جرعه ز دُرد درد عشقش

والله اگر به جان فروشیم

می نوش تو پند و باده می نوش

ز آن ساغر و خم که ما سبوشیم

گر دُرد دهد به ما و گر صاف

شادی روان او بنوشیم

سید چو نگار ساقی ماست

شاید که به می خوری بکوشیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شهرام همائی نوشته:

ما حلقه به گوش می فروشیم
ما مست خراب و باده نوشیم

هر دم به هوای آتش عشق
چون باده به خویشتن بجوشیم

منیوش تو پند و باده می نوش
ز آن ساغر و خم که ما سبوشیم

👆☹

ساغر