گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

مرد مردانه شاه مردان است

در همه حال مرد مردان است

در ولایت ولی والی اوست

بر همه کاینات سلطان است

سید اولیا علی ولی

آنکه عالم تنست و او جان است

گر چه من جان عالمش گفتم

غلطی گفته‌‌ام که جانان است

بی ولای علی ولی نشوی

گر تو را صد هزار برهان است

ابن عم رسول یار خدا

آن خلیفه علی عمران است

یوسف مصر عالمش خوانم

شاه تبریز و میر او جان است

نه فلک با ستارگان شب و روز

گرد دولت سراش گردان است

دیگران گر خلاف او کردند

لاجرم حالشان پریشان است

واجب است انقیاد او بر ما

خدمت ما به قدر امکان است

حسب و هم نسب بُود به کمال

عمل و علم او فراوان است

مهر او گنج و دل چو گنجینه

خانه بی‌ گنج ، کُنج ویران است

بر در کبریای حضرت او

شاه عالم پناه دربان است

دوستی رسول و آل رسول

نزد مؤمن کمال ایمان است

باطنا شمس و ظاهرا ماه است

نور هر دو به خلق تابان است

رو رضای علی بدست آور

گر تو را اشتیاق رضوان است

یادگار محمد است و علی

نعمت الله که میر مستان است

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمدرضا حاج بابایی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۳۶ نوشته:

بیت سوم مصرع اول:
سید اولیا علی ولی الله

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.