گنجور

 
شاهدی

چو دلبران به دل ما سه چیز می‌جویند

به تیغ و ناوک و خنجر ستیز می‌جویند

خطت چو مور گشته به هر بر مر خال

که دانه بر اثر مشک‌بیز می‌جویند

بگو شباب به خون ریز رنگ مشتاقان

هلاک خویش بدان تیغ تیز می‌جویند

خوشا نسیم سحرگه که عاشقان به صبوح

پیام دوست از آن صبح‌خیز می‌جویند

کسان که آرزوی قد دلکشش دارند

چو شاهدی همه تا رستخیز می‌جویند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر شاهی

بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند

ز بهر کشتن ما تیغ تیز می‌جویند

دلی که می‌شود از درد عشق سرگردان

در آن دو سلسله مشک‌بیز می‌جویند

چو تو کرشمه‌کنان می‌رسی، دگر خوبان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه