گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

ای خاک درت سجده گه جمله جبین ها

زنار دو گیسوی تو سرفتنه دینها

عشاق تو را طاقت جور و ستمت نیست

گشتند همه خاک درت بگذر از اینها

با عاشق خود جور و جفا کمتر از این کن

زیرا که ز خوبان نبود خوب چنینها

بر تربت عشاق گذر کن که برآیند

جانها به تماشای تو از زیرزمینها

فریاد ز ترکان دو چشمت که دمادم

بر خلق کشانید ز هر گوشه کمینها

گفتی کشمت شاهدی یا با غم و یا درد

خود نیست مرا هیچ شک و شبهه درینها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۱۳

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن