گنجور

 
شاهدی

ماییم ز عشق مست رفته

فارغ ز هر آنچه هست رفته

بر درگه شاه ملک خوبی

با ذلت و با شکست رفته

از جمله علایق و عوایق

یکبار بشسته دست رفته

با قامت تو صنوبر و سرو

هر یک زده لاف و پست رفته

در زلف تو بسته شاهدی دل

بنگر چه بگیر و بست رفته

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر شاهی

مائیم و دلی ز دست رفته

در پای فتاده، پست رفته

در کوی تو پارسا رسیده

وز پیش تو بت پرست رفته

ز افتاده دل منت چه خیزد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه