گنجور

غزل آغازین - شمارهٔ ۱

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

شد خاک راه این سر سودا نوشت ما

این شد مگر ز روز ازل سرنوشت ما

از کوی دوست ما سوی جنت چرا رویم

رضوان حسد برد ز نعیم و بهشت ما

تخم اَمَل که دل به هوای تو کشته بود

جز دانه‌های اشک نیاید ز کشت ما

ور برده چون محرک جمع صور یکی است

بنگر محرک و منگر خوب و زشت ما

مقصود شاهدی چو تویی هر کجا که هست

دیگر نگفت مسجد ما یا کنشت ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۴

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

احمد ترکمان نوشته:

ایشان هم شعرهای زیبایی دارند تا بکار گرفته شود اهل ذوق بخوانند اندکی صبر نیاز است
هرچند برای ما هم شاعری گمنام است و شاید از اشعارش تصادفی شنیده ایم

👆⚐

محمدامین احمدپور نوشته:

باتشکر از سایت گنجور که این تصحیح را قراردادند.البته محصول ۲۳سالگی عمرمن و به دلیل فقدان نسخه تنها براساس نسخه دانشگاه پرینستون است ولی شاید درجهت احیای تراث فارسی بی حاصل نبوده باشد.

👆⚐

کتابخانهٔ گنجور