مرکز روح عالم اعلاست
و آن منزّه ز شیب وز بالاست
بی تناهی و حصر و بی محل است
زانکه نور خدای لم یزل است
از اشارات حسی است بری
مترقی به قوت نظری
ای منزه ز اَیْن و هیأت و لون
نشنیدی که «انتم الاعلون»
تو مبرا ز مرکز خاکی
فیض انوار عالم پاکی
عرش و کرسی، کمینه پایۀ تست
نور خورشید و مه ز سایۀ تست
چرخ اعظم، ستانۀ پایت
هر دو عالم مسخر رایت
باش تا ز آفتاب نور جلال
درنشینی به اوج ژاله مثال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید و توصیف مقام رفیع خداوند میپردازد و به منزه بودن او از تمامی ویژگیهای مادی اشاره میکند. خداوند نه تنها از شیب و فراز دور است بلکه بینهایت و نامحدود است و نور خداوند جاودانه و ثابت است. او از محسوسات جداست و از تواناییهای نظری بهرهمند است. شعر به عرش و کرسی اشاره میکند و بیان میکند که همه چیز تحت سلطه اوست. در نهایت، اشاره به نور جلال و بازگشت به مقام بلند روحانی دارد.
هوش مصنوعی: روح عالم در بالاترین مرتبه خود قرار دارد و آن از هر نوع نقصان و پستی دور است.
هوش مصنوعی: نور خداوندی که همیشه و در همه جا وجود دارد، نه محدود به مکان خاصی است و نه قابل اندازهگیری. بینهایت و نامحدود است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای افرادی که در حال پیشرفت و ترقی هستند، تجربیات و مشاهدات حسی کافی نیست و برای رسیدن به بالاترین مرتبه، نیازمند تواناییهای فکری و نظری هستند.
هوش مصنوعی: ای تو که از هر مکان و شکل و رنگ پاک و منزه هستی، نشنیدهای که گفتهاند «شما برتر هستید»؟
هوش مصنوعی: تو از خواص دنیای خاکی و مادی بینیازی و از روشناییهای پاک و معنوی بهرهمند هستی.
هوش مصنوعی: عرش و کرسی، یعنی مقام و جایگاه بلند، در برابر نور خورشید و مه، یعنی زیبایی و روشنی، تحت تأثیر سایه تو هستند. این به معنای آن است که تو از هر چیزی بالاتر و برجستهتر هستی و همهی زیباییها و نورها در برابر تو قرار دارند و تحت تأثیر وجود تو قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: جهان بزرگ و بزرگترین ستاره، هر دو تحت تسلط پرچم تو هستند.
هوش مصنوعی: بیا تا در پرتو نور خداوندی، به مقام والایی دست یابی که مانند حکمت و زیبایی صبحگاهان، درخشان و دلنشین است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.