شیخ الاسلام دُرّ معنی سفت
در جواب کسی که با او گفت
هیچ آمد شدی خدا را بود؟
گفت باری بگو که ما را بود
خلق را میبرند و میآرند
نه که آمد شدی بخود دارند
به خود آمد خدای خوانندش
نبود هیچ مثل و مانندش
او خود آمد بخود خدا باشد
از همه علتی جدا باشد
ما بدو آمدیم و مائی ما
زو پدید است و اوست ناپیدا
همۀ ما چو اوست در همه باب
ما چه باشیم در میان دریاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام در این شعر به مفهوم خدا و وجود او اشاره میکند. او در پاسخ به سؤال یکی از مریدان دربارهٔ وجود خدا میگوید که خداوند بینیاز از آمد و شد است و همه چیز از او نشأت میگیرد. خداوند یکتاست و هیچ مشابه و همتایی ندارد. ما به واسطهٔ او وجود داریم و او در حقیقت ناپیدا و بی علت است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که همهی موجودات در واقع جزئی از او هستند و باید درک کنند که جایگاهشان چیست.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام به فردی که صحبت میکند، در پاسخ به او جملات قویی در معنای خود بیان میکند.
هوش مصنوعی: آیا هیچ وقت با خدا دیدار و صحبت کردی؟ او پاسخ داد: بله، بگو که ما را با او چه ارتباطی است؟
هوش مصنوعی: انسانها به نحوی رفتار میکنند که به دیگران ظاهر و تصویر خاصی از خود نشان دهند، نه اینکه به واقعیت وجودی خود بپردازند.
هوش مصنوعی: انسان وقتی به خود میآید و به درون خود نگاه میکند، متوجه میشود که خداوندی که او را میخواند و به او توجه دارد، هیچ شبیه و نمونهای در دنیا ندارد.
هوش مصنوعی: او به درون خودش آمد و به مقام خداوندی رسید، به طوری که هیچ علت و وابستگی دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: ما به سوی او آمدیم و وجود ما از او نشأت گرفته است، اما او در بُعدی نامرئی قرار دارد.
هوش مصنوعی: همه ما مانند او هستیم، در هر موضوعی که به آن میپردازیم، فرقی ندارد که در چه وضعیتی قرار داریم یا چه جایگاهی داریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.