گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۴۵۳

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای جمال تو رشک حورالعین

روح را کوی تست خلد برین

تا پدید آمد آفتاب رخت

شرمسارست آسمان ز زمین

گرچه زلف تو داده یاری کفر

روی خوب تو کرده پشتی دین

وصل ما خود کی اتفاق افتد

تو توانگر بحسن و من مسکین

دور خوبی چو روزگار گلست

تکیه بر نیکویی مکن چندین

در فراقت همی کنم بسخن

این دل بی قرار را تسکین

همچو خسرو که کرد روزی چند

بشکر دفع غصه شیرین

گر بگریم من از فراقت زار

ور بنالم من از جفات حزین

دل تهی می کنم ز غصه تو

هست اشکم بهانه یی رنگین

عاشق تو بخلق دل ندهد

میل نکند ملک بعجل سمین

چند گویی که هست جان و دلم

از جفای رقیب او غمگین

سر جور شکر فروشت نیست

ای مگس خیز و با شکر منشین

عشق در جان سیف فرغانیست

چون در اجزای خاک ماء معین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط