گنجور

 
سیف فرغانی
 

بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن

تنگ شکر برگشا تلخ مکن کام من

ای لب لعل ترا تنگ شکر بار گیر

وی سر زلف ترا مشک ختن در شکن

گر تو ببزم طرب جام بری پیش لب

باده بنوشی برطل نقل بریزی بمن

بر اثر تلخ می مست ترش روی را

جرعه شیرین دهد پسته شور از دهن

دست تو چون تاب داد زلف رسن پیچ را

بر دل تنگم فتاد بار غمت زآن رسن

فاخته گر در چمن ذکر تو گوید بصوت

شاخ شود پای کوب برگ شود دست زن

سرو درآید برقص نعره زند عندلیب

غنچه کند جیب چاک گل بدرد پیرهن

بلبل عاشق شود همچو زلیخا بصدق

یوسف گل را که یافت شاهی مصر چمن

سیف اگر بشنود این غزل اندر سماع

گر بود از شوق تو مرده بدرد کفن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.