گنجور

 
سیف فرغانی
 

چو ماندم (من) زسلطان جهان دور

بسان بلبلم از بوستان دور

ازآن خورشید روی ماه پیکر

بمانده چون زمین از آسمان دور

بکام دشمنانیم از فراقت

شها دیگر مباش از دوستان دور

که شادی از دل بیمار ما هست

چو صحت از مزاج ناتوان دور

زرویت مجلس ما گلستان بود

مبادا چون تو گل زین گلستان دور

که باشم من چو از تو بازماندم

چه باشد حال تن چون شد زجان دور

من شیرین زبان زآن تلخ کامم

که هستم زآن لب شکرفشان دور

منم بی خسرو آن فرهاد محروم

که دارد از لب شیرین دهان دور

عنان در دست تقدیرست اگر نه

بپای شوق نبود اصفهان دور

بصورت گرچه از روی تو هستم

چنان کز روی تو چشم بدان دور

چو با یاد توام دایم بمعنی

مرا گر عارفی از خود مدان دور

اگر چه سیف فرغانی زتو هست

بسان تشنه از آب روان دور

چو سگ رو بر نگرداند ازین در

بسنگش گر کنی زین آستان دور

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.