گنجور

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳

 

... کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲

 

... در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸

 

... که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت

فغان که آن مه نامهربان مهرگسل

به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹

 

... چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد

فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک

که کس نبود که دستی از این دغا ببرد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱

 

... کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز

نظر به دردکشان از سر حقارت کرد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷

 

... بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸

 

... که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

فغان که در طلب گنج نامه مقصود

شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵

 

... دهان یار که درمان درد حافظ داشت

فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷

 

نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید

فغان که بخت من از خواب در نمی آید

صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹

 

... صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست

فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید

ز میوه های بهشتی چه ذوق دریابد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱

 

... دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵

 

... ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی

گوش بگشای که بلبل به فغان می گوید

خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

حافظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شجاع

 

... بودی درون گلشن و از پردلان تو

در هند بود غلغل و در زنگ بد فغان

در دشت روم خیمه زدی و غریو کوس ...


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۲

 

... به شب گیو باشد طلایه به راه

بخندید و زان پس فغان برکشید

طلایه چو آواز رستم شنید ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴

 

... بسازم گر او سربپیچد ز من

کنم زو فغان بر سر انجمن

نشست از بر تخت باگوشوار ...

... برآمد خروش از شبستان اوی

فغانش ز ایوان برآمد به کوی

یکی غلغل از باغ و ایوان بخاست ...

... نهان کرد زن را و او خود بخفت

فغانش برآمد ز کاخ نهفت

در ایوان پرستار چندانک بود ...

... دو کودک بدیدند مرده به طشت

از ایوان به کیوان فغان برگذشت

چو بشنید کاووس از ایوان خروش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱

 

... بگفت این و روی سیاوش بدید

دو رخ را بکند و فغان برکشید

دل شاه توران برو بر بسوخت ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۵

 

... زمین آمد از سم اسپان به جوش

به ابر اندر آمد فغان و خروش

چو برخاست از دشت گرد سپاه ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۶

 

... چو از دیده گه دیده بانش بدید

سوی زابلستان فغان برکشید

که آمد سواری سوی هیرمند ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۳

 

... ز آهن بکردار کوهی سیاه

فغان کرد کای ترک شوریده بخت

که ننگی تو بر لشکر و تاج و تخت ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۱

 

... میان بسته دارد ز بهر جفا

فغان کرد کای نامور پهلوان

چه بودت که ایدون پیاده دوان ...


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوالقاسم فردوسی
 
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]