گنجور

 
سنایی غزنوی
 

دوش ناگه نهفته از اغیار

یافتم بر در سرایش بار

مجلسش زان سوی جهان دیدم

دور از اندیشه و گمان دیدم

مجمعی دیده‌ام پر از عشاق

جسته از بند گنبد زراق

چار تکبیر کرده بر دو جهان

گشته فارغ زشغل هر دو جهان

باده از جام معرفت خورده

راه زان سوی شش جهت کرده

همه گویای بی زبان بودند

همه بی دیده‌، نقش خوان بودند

ماجرایی که آن زمان می‌رفت

سخن الحق نه بر زبان می‌رفت

نکته‌ها رفت بس شگرف آنجا

درنگنجید صورت و حرف آنجا

صوت وحرف از جهان جسم بود

بهر ترکیب فعل و اسم بود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: طریق التحقیق دکتر مؤذنی | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.