گنجور

 
سنایی غزنوی
 

نبض و قاروره و رسوب و علل

داخل و خارج و فساد و خلل

گر تو پرسی ز حدّ طب که چه چیز

چون توان کرد اندر آن تمییز

علّت سکته و حریف و دسم

سبب و دفع آن ز بیش و ز کم

انبساط انقباض و حمیّات

عطش و جوع با صداع و صفات

حال نسیان و حمق و استرخا

فالج و لقوه و فساد و وبا

خدر و رعشه و ربو و کُزاز

ریه و انتصاب و ذرب و براز

حال سرسام و علت برسام

نزله خانوق با سعال و زُکام

گر بپرسی تو از عطاس و ز سل

کز مداواش رنجه گردد دل

از تمطی و اختلاج بدن

خفقان و فواق و سستی تن

هیضه و تخمه و زحیر و نهوع

اصل این چند و باز چند فروع

باد قولنج و باد ایلاوس

یرقان و برص جذام و نقوس

نقرس پای‌بند و عِرق نسا

فتق و دیگر قروة الامعا

گر سؤالی کنی از این پنجاه

چه شنوی جمله نیستند آگاه

حدّ این هریک ار بگویم من

گردد از نکته‌ها دراز سخن

اندکی باز گویمت بشنو

باز نگرفته‌ام سخن به گرو

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.