گنجور

 
سنایی غزنوی
 

دوست جو از برادران بگسل

که برادر کند پر آذر دل

کِه بود غمز بر پدر خواند

مِه بود بر تو خواجگی راند

تا پدر زنده با تو دمسازست

چون پدر مرد خصم و انبازست

گر دو نیمه کنی برو سیمت

ور نه در دم کند به دو نیمت

نه برادر بود به نرم و درشت

کز برای شکم بود هم پشت

عقل نبود برادری کردن

از پی رنج دل جگر خوردن

رنج دل باشد و عنای جگر

به برادر دویدن از مادر

نه قبولش خوش و نه کردن رد

همچو اعراب و همزه بر ابجد

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.