بخش ۴ - در مرگ گوید
فرش عمرت نوشته در شومی
این دو فرّاش زنگی و رومی
ای نیاموخته ادب ز ابوان
ادب آموز زین پس از ملوان
ادب آموزدت زمان پس از این
چون نیاموختی ز خلق زمین
کی کفن باشد از بلای تبت
که کفن باف تست روز و شبت
چندت اندوه پیرهن باشد
بو کِت آن پیرهن کفن باشد
تو به درزی شده به پیرهنت
گازر آن دم بکوفته کفنت
با تو این طمطراق و لاف و هوس
تا دم آخرست همره و بس
بعد از آن یار کفر و دینت بود
نیک و بد مونس و قرینت بود
نیک تو روضهای شود ز نعیم
بدِ تو حفرهای شود ز جحیم
تو ز حرص و حسد میان سعیر
گرد تو چون سرای پرده اثیر
با خودی از اثیر چون گذری
هیزمی از سعیر چون گذری
خویشتن را وداع کن رَستی
عقد با حور بیگمان بستی
روح با حور فرد جفت شود
تنت در زیر گِل نهفت شود
بر گناهان همی کنی اصرار
خویشتن را ز مردگان انگار
خانه را گور ساز و دل را خصم
در و دیوار خاک و گِل را رسم
همه فعل تو از تو کرده سؤال
یافته گوشمال و خورده دوال
یک به یک کرده را جزا دیده
وز شفیعان طمع تو ببریده
ناقد فعل تو علیم و بصیر
تو ز احوال خویش گشته ضریر
برگرفته حجاب بار خدا
روز پاداش فعل و روز جزا
ای فگنده به جهل و سیرت زشت
روبه اندر رز و ملخ در کشت
آرزوی ضیاع و اسبابت
روز آبت ببرد و شب خوابت
آرزو را به زیر پای درآر
هوس و آرزو به ره بگذار
کآرزو و هوس کسی جوید
کو همه راه بیخودی پوید
آنچه جد چون لعب همی شمری
وآنچه حق چون کذب همی شمری
لعب و بازی برای کودک راست
مرد با لاعبی نیاید راست
گر بیابی تو در اجل تأخیر
نه ترا مسکنست قعر سعیر
بسته با عُقدهٔ تمنا عقد
توبهها نسیه و گناهان نقد
فارغ از مرگ و ایمن از تخویف
جرم حالی و توبه در تسویف
تو ز احوال خویش محجوبی
زان طلبکار مرد مقلوبی
وه که چون آمدی برون ز نهفت
چند واحسرتات باید گفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نقد و هشدار درباره رفتارهای انسانی میپردازد. او از دو نوع انسان، یکی زنگی و دیگری رومی، یاد میکند و به بیادبی و نادانی آنها اشاره میکند. به انسانها توصیه میکند که از دیگران ادب بیاموزند و به عواقب اعمال خود توجه کنند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که زندگی پر از لذتهای زودگذر است و باید از آرزوها و هوسهای بیپایه فاصله گرفت. شاعر تأکید میکند که هر عمل نیک یا بد را باید پاسخگو بود و در روز پاداش، جزای اعمال خود را دریافت کرد. او به انسانها میگوید که زندگی واقعی جدیتر از بازی کودکانه است و در نهایت باید در فکر تغییر رفتار و توبه باشند. به این ترتیب، شعر پیامی از انتظار عواقب اعمال، لزوم خودشناسی و عبور از هوسها را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: زندگی هر انسان همچون فرشی است که با سرنوشت و تقدیرش بافته شده است، و این سرنوشت به دست دو نیروی متفاوت، یکی از شرق و دیگری از غرب، رقم خورده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که آداب را نیاموختهای، از آموزگار ادب بیاموز و از ملوانی که دریا را میشناسد، درس بگیر.
هوش مصنوعی: آموختن آداب را از این پس فراموش نکن، چون اگر از مردم زمین چیزی نیاموختی، نتوانی به خوبی رفتار کنی.
هوش مصنوعی: کفن از درد تو نمیتواند ساخته شود، چون این کار را تنها تو در طول روز و شب میکنی.
هوش مصنوعی: اندوهی که به دل داریم، مانند پارچهای است که بر تن ماست. آن پارچه در نهایت به کفن تبدیل میشود، نشاندهنده این است که سختیها و غمها میتوانند پایانی در زندگی داشته باشند.
هوش مصنوعی: تو در دوختن پیرهنت مهارت زیادی داری و آنقدر با دقت کار کردهای که حتی هنگام کار، این پیرهنت مثل کفن به تن تو چسبیده است.
هوش مصنوعی: با تو همه ی این غرور و خودپسندی و آرزوها تا آخرین لحظه همراه است و بس.
هوش مصنوعی: پس از آن، محبوب تو نه تنها در امور مذهبی، بلکه در خوبیها و بدیها نیز همدل و همراه تو بود.
هوش مصنوعی: خوبی تو بهشتی میشود و بدی تو دوزخی میگردد.
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و حسدی که داری، در میان آتش رنج و درد به سر میبری، مثل کسی که در دنیای پر از ترفند و فریب گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: وقتی از دنیای مادی و مشکلات آن عبور میکنی، مانند آتشسوزی که هیزم را میسوزاند، خودت را از تاثیرات دشوار جدا کن.
هوش مصنوعی: خودت را رها کن، چون بیتردید با حوری پیمان بستهای.
هوش مصنوعی: روح انسان با حوری به هم میپیوندد و در حالی که بدن او در زیر خاک پنهان است.
هوش مصنوعی: بر گناههای خود پافشاری میکنی و خود را مانند مردهها تصور میکنی.
هوش مصنوعی: خانهات را به جای آرامش، به محلی برای ترس و نگرانی تبدیل کن و دل خود را با دشمنی پر کن. دیوارها و زمین را به یادآور خاک و گِل، که نشانهای از ناامیدی و بیقراری است، مورد استفاده قرار بده.
هوش مصنوعی: تمام اعمال تو مورد پرسش قرار گرفته و نتیجهاش ناکامی و تنبیه است.
هوش مصنوعی: هرکس که کار نیک و بدش به حساب آمده است، جزای آن را خواهد دید و از شفاعت دیگران ناامید شده است.
هوش مصنوعی: داوری در عملکرد تو آگاه و بینا است، اما تو از حال خود بیخبر و نابینا شدهای.
هوش مصنوعی: در روز پاداش و جزا، پردهای از بار سنگین مسئولیتها برداشته میشود.
هوش مصنوعی: ای کسی که به نادانی و رفتار زشت خود شناخته شدهای، تو مانند ملخ و علفخواران در زمین میچری.
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که روزی گرسنگی و بیخوابیت به سراغت بیاید و شبها خواب راحت نداشته باشی.
هوش مصنوعی: آرزوهایت را کنار بگذار و به جای آن به قدم برداشتن و تلاش در مسیر جدید بپرداز.
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال آرزوها و خواستههای خود میگردد، تمام مسیرهای ناشناخته و غیرقابل پیشبینی را طی میکند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به نظر تو بیاهمیت و بازی باشد، جدی گرفته نشود، و آنچه را که حقیقت میدانی، گاهی دروغ و بیارزش تلقی میشود.
هوش مصنوعی: کودکانی که در بازی و سرگرمی مشغول هستند، حقیقت را نمیدانند و تنها بزرگترها میتوانند به درستی به مسائل نگاه کنند.
هوش مصنوعی: اگر در زمان مرگ تأخیر بیافتد، دیگر جایی برای تو در دوزخ نخواهد بود.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به احساسات و خواستههای انسانی دارد. بر اساس آن، خواستهها ممکن است به نوعی پرده بر روی تصمیمات و عزم فرد بکشند. در واقع، فرد در حالی که در پی آرزوهایش است، باید با عواقب گذشتهاش که همان گناهان و اشتباهاتش هستند، مواجه شود. توبه و بازگشت به مسیر درست در مقابل این احساسات و خواستهها، به مثابه یک تعهد و تصمیم جدی است که نیاز به توجه و تلاش دارد.
هوش مصنوعی: انسان باید از مرگ نترسد و از تهدیدهای ناشی از کارهای ناپسند خود در امان باشد. همچنین، توبه و پشیمانی نباید به تعویق بیفتد و باید اقدام جدی برای تغییر حال حاضر انجام دهد.
هوش مصنوعی: تو از وضعیت خود خبر نداری و در جستجوی کسی هستی که خود در موقعیت ضعیفی قرار دارد.
هوش مصنوعی: چه خوب که وقتی از پنهان بیرون آمدی، باید افسوسها را فریاد زد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.