گنجور

در صفت ارکانی و گردونی با آن جهان الدنیا قنطرةٌ فاعبروها ولا تعمروها

 
سنایی غزنوی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
 

آنچه ارکانی و آنچه گردونیست

زان جهان پوستهای بیرونیست

هرکه اندر جهان دین باشد

هر دمش آسمان زمین باشد

مرد تا در جهان دین نرسد

از گمان در ره یقین نرسد

نردبان سوی گل گرانها راست

نردبان سوی دل روانها راست

ز منی دان زمانه ساخته را

بی‌ونوا خوان فلک نواخته را

خوارتر کس فلک نواخته است

زانکه با او زمانه ساخته است

هرکه او با زمانه در سازد

عقبی او را ز پیش بندازد

ای در این پست مانده همچون مست

شکری سوی جان و دل بفرست

تو که در بندِ حرص و آز شدی

همچو زر در دهان گاز شدی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.