بود در روم بلبل و زاغی
هر دو را آشیانه در باغی
زاغ دایم بگرد باغ درون
میپریدی میان راغ درون
بلبلک شاد در گلستانها
میزد از راه عشق دستانها
زاغ را طعنه زد که خوش گویم
زشترویی و من نکو رویم
زاغ غمگین شد و برفت از دشت
شاد بلبل به جای او بنشست
زاغ دلتنگ و بلبلک دل شاد
کودکی رفت و دامکی بنهاد
در فتادند هردوان ناکام
زاغ و بلبل به طمع دانه به دام
گفت زاغک به بلبل ای بلبل
گشتی آخر تو ساکن از غلغل
اندرین ره چه بلبل است و چه زاغ
مر فلک را چه مشعله چه چراغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در داستانی که در روم اتفاق میافتد، بلبل و زاغ هردو در یک باغ زندگی میکنند. بلبل به خاطر محبت و خوشحالیاش در میان گلها میخواند و شاد است، در حالی که زاغ خموش و غمگین است. زاغ به بلبل طعنه میزند که او زشترو است و بلبل زیبا، اما به دلیل حسادت زاغ، او از باغ میرود. بلبل در غیاب زاغ به خوشی ادامه میدهد، اما هر دو با دانهگذاری در دام گرفتار میشوند و در نهایت به این نتیجه میرسند که چه بلبل و چه زاغ، در این دنیا همه در تلاشند و نباید به ظواهر دل خوش کنند.
هوش مصنوعی: در شهر روم، بلبل و زاغ هر دو در یک باغ زندگی میکردند و برای خود آشیانهای داشتند.
هوش مصنوعی: زاغ همیشه در حال پرواز به دور باغ بود و به درون باغ میرفت و در میان درختان آنجا پرواز میکرد.
هوش مصنوعی: بلبل خوشحال در باغها به خاطر عشق سرودهایی میخواند.
هوش مصنوعی: زاغ به پرندهای طعنه میزند که من با وجود زشترویی، با کلام شیرین صحبت میکنم و خودم زیبا هستم.
هوش مصنوعی: زاغ غمگین از دشت خوشحال رفت و بلبل شاد به جای او نشست.
هوش مصنوعی: زاغ نگران و اندیشناک است، در حالی که بلبلکی خوشحال و شاداب، نشاندهندهی بیخیالی و شادابی کودکی است که به بازی و خوشگذرانی مشغول است و دامی به راه انداخته است.
هوش مصنوعی: دو پرنده، زاغ و بلبل، به دنبال دانهای افتاده و هر دو در تلهای گرفتار شدهاند. هردو تلاش کردند، اما نتیجهای نگرفتند.
هوش مصنوعی: زاغک به بلبل گفت: "ای بلبل، تو هم در نهایت سکوت اختیار کردی و دیگر نمیخوانی."
هوش مصنوعی: در این مسیر، چه پرنده خوشخوانی مثل بلبل وجود دارد و چه پرندهای تیره مثل زاغ. آسمان هم پر از نور و روشنایی است، چه به صورت مشعل و چه به شکل چراغ.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.