گنجور

حکایت

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
 

خواست وقتی ز عجز دینداری

از یکی مالدار دیناری

آنگهی مالدار بی‌هنجار

مُهر بر لب نهاده دل مردار

یک دو بارش چو گفت سایل راد

مالدار این چنین جوابش داد

گفت اگر حق‌پرستی ای تن زن

دین و دنیی ز حق طلب نه ز من

گفت دین هست نیک و دنیا رد

نیک ازو خواهم و ز تو بد بد

که مرا گفته‌اند از پی دل

حق ز حق خواه و باطل از باطل

چون تو بر باطلی و من بر حق

از تو جویم نصیب خویش الحق

زانکه نفس ارچه گوهریست شریف

کار او باطل است و رای سخیف

دل بدو داده‌ام که حق پرورد

بازگردد به سوی حق پر درد

دین نیابی گرت غم بدنست

زانکه کابین دین طلاق تنست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.