گنجور

در مذمت شهوت راندن

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
 

شهوت ار جانت بارّه باز کند

بر تو کارِ بتان دراز کند

گرچه از چهره عالم افروزند

از شره دل درند و جان دوزند

همه در بند کام خویشتند

عاشقان پیششان همه شمنند

از پی دردی روانها را

چشمشان رخنه کرده جانها را

ببرند آبروی دولت جم

زان دو زلف و دو ابروی پر خم

بر دو رخ زلفها گوا دارند

که نیند آدمی پری مارند

همه دیوند و ظن چنان دارند

که ز حورا شرف همان دارند

مار با گیسویند مشتی تر

زهر در یشک و مهره نی در سر

کرده از قفل زلف مرغولان

بهر دولی و فتنهٔ دولان

صدهزاران کلید با زنجیر

همه بر چین چو روی بدر منیر

جعد مقتول جان گسل باشد

زلف مرغول غول دل باشد

زین نکویان یکی ز روی عتاب

پشت غم را خمی دهد ز نهاب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

اینجانب نوشته:

تر:خشمگین، ناپاک
یشک:دندان بزرگ

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.