گنجور

اندر صفت شاهدان گوید

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
 

شاهد پیچ پیچ را چکنی

ای کم از هیچ هیچ را چکنی

ای دو بادام تو چو گوز گرو

مانده از دست کودکان در گو

چه کنی باد چون وفاجویان

عمر در وعدهٔ نکورویان

شاهدان زمانه خرد و بزرگ

چشم را یوسفند و دل را گرگ

نقش پر آفتند چینی‌وار

چشم را گل دهند و دل را خار

باز از این دلبران عالم سوز

عشقشان آتش است و دلها کوز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

احسان نوشته:

با درود
بیت نخست مصرع دوم بعد از هیچ نیاز به کاما هست: … هیچ، هیچ را چه کنی؟
بیت دوم: “…. جو گوز کرو” صحیح است ، “گرو” بی معنی است
بیت چهارم : …… چشم را گوسفند و دل را گرگ

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.