گنجور

التمثیل فی قصّة ابراهیم الخلیل علیه‌السّلام

 
سنایی غزنوی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
 

آن شنیدی که تا خلیل چه گفت

وقت آتش به جبرئیل نهفت

کرد بیرون سر از دریچهٔ جان

کای برادر تو دور شو ز میان

گفت با جبرئیل اندر سرّ

ربّ یسّر کنان در امر عسر

گشته از منجنیق حکم رها

گرد گردان چو گوی گردِ هوا

گفت پس من دلیل راهِ توام

جبرئیلم که نیکخواه توام

در چنان حال با نهیب خلیل

از سرِ اعتماد و حفظ وکیل

گفت هرچند پایم ای دلبند

هست بر گردن ضعیف ببند

دور کن یک زمان ز خویشتنم

تا بر او بی تو یک نفس بزنم

عصمتِ او دلیل من نه بس است

علم او جبرئیل من نه بس است

بی تو بر درگهش تو حاضر شو

چشم بر دوز و پس تو ناظر شو

یکسو اندر حظّ خود ز میان

تا بیابی تو لذّت ایمان

چون به عشق از چنارت آتش جست

آتش از آتشی بدارد دست

چون خلیل آنِ خویشتن بگذاشت

آتش از فعل خویش دست بداشت

گرچه نمرود آتشی افروخت

آتشش چون علف نیافت نسوخت

چون عنان را به دست حکم سپرد

آتش سی و هشت روزه بمرد

بر دمید از میان آتش و دود

چون صدای ندای حق بشنود

عبهرِ عهد و سوسنِ تحقیق

سنبل سنت و گل توفیق

آری آری چو دوست آن باشد

نار نمرود بوستان باشد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.