گنجور

 
سنایی غزنوی
 

شکر ایزد را که تا من بوده‌ام

حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد

هیچ خلق از من شبی غمگین نخفت

هیچ کس روزی ز من خشمی نخورد

از طمع هرگز ندادم پشت خم

وز حسد هرگز نکردم روی زرد

نیستم آزاد مرد ار کرده‌ام

یا کنم من قصد هیچ آزاد مرد

با سلامت قانعم در گوشه‌ای

خالی از غش فارغ از ننگ و نبرد

چند چیزک دوست دارم زین جهان

چون گذشتی زین حدیث اندر نورد

جامهٔ نو جای خرم بوی خوش

روی خوب و کتب حکمت تخت نرد

یار نیک و بانگ رود و جام می

دیگ چرب و نان گرم آب سرد

برنگردم زین سخن تا زنده‌ام

گر خرد داری تو زین هم بر نگرد

گرد غم بنشان به می خوردن ز عمر

پیش از آن کز تو برآرد چرخ گرد

نسیه را بر نقد مگزین و بکوش

تا نباشی یک زمان از عیش فرد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.