شکر ایزد را که تا من بودهام
حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد
هیچ خلق از من شبی غمگین نخفت
هیچ کس روزی ز من خشمی نخورد
از طمع هرگز ندادم پشت خم
وز حسد هرگز نکردم روی زرد
نیستم آزاد مرد ار کردهام
یا کنم من قصد هیچ آزاد مرد
با سلامت قانعم در گوشهای
خالی از غش فارغ از ننگ و نبرد
چند چیزک دوست دارم زین جهان
چون گذشتی زین حدیث اندر نورد
جامهٔ نو جای خرم بوی خوش
روی خوب و کتب حکمت تخت نرد
یار نیک و بانگ رود و جام می
دیگ چرب و نان گرم آب سرد
برنگردم زین سخن تا زندهام
گر خرد داری تو زین هم بر نگرد
گرد غم بنشان به می خوردن ز عمر
پیش از آن کز تو برآرد چرخ گرد
نسیه را بر نقد مگزین و بکوش
تا نباشی یک زمان از عیش فرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از خداوند شکرگزاری میکند که در زندگیاش هیچگاه با حرص و آزم ندیده و هیچکس از او غمگین نشده است. او بیان میکند که از حسد و طمع دور بوده و قانع به زندگی ساده و بدون جنگ و نیرنگ است. شاعر به زندگی و لذتهای آن اشاره کرده و چیزهای کوچک را مورد لطف قرار میدهد، مانند لباس نو، بوی خوش، دوستان خوب و غذاهای لذیذ. او توصیه میکند که از زندگی لذت ببریم و غم را با خوراک و نوشیدنی خوب برطرف کنیم، و بر این عقیده است که باید از فرصتها استفاده کنیم و با نیکوکاری زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: خدا را شکر میکنم که تا به حال وجود داشتهام، هیچگاه به خاطر حرص و آز به زحمت نیفتادهام.
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر من در شب غمگین خوابش نبرده و هیچکس در روز به دلیل من خشمگین نشده است.
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر طمع، به کسی آسیب نرساندهام و از حسد نیز هرگز چهرهام را تغییر ندادهام.
هوش مصنوعی: اگرچه من ادعای آزادگی دارم، اما در واقع با این قصد که از قید و بندها رهایی یابم، آزاد مرد نیستم.
هوش مصنوعی: من با آرامش و اطمینان در جایی دور از نیرنگ و جنگ راضیام.
هوش مصنوعی: چند چیز را از این دنیا دوست دارم، وقتی که از این داستان (گفتگو یا کشمکش) عبور کردی.
هوش مصنوعی: لباسی نو و زیبا، جای خوشی و لذت، عطر خوش چهرهای زیبا، کتابهای حکمت و بازی نرد را دوست دارم.
هوش مصنوعی: دوست خوب و صدای رود و شراب خوشمزه و نان گرم و آب خنک.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، از این حرف برنمیگردم و اگر تو هم خرد و درک درست داری، باید تو هم از این سخن برنگردی.
هوش مصنوعی: غم و اندوه را با نوشیدن شراب از خود دور کن، پیش از آنکه چرخ زمان (سرنوشت) تو را به زندگیای پر از درد و اندوه بکشاند.
هوش مصنوعی: از لذتهای آینده (نسیه) غافل نشو و سعی کن که همیشه در حال زندگی کنی و از سرگرمیهای امروز (نقد) محروم نباشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حاتم طایی تویی اندر سخا
رستم دستان تویی اندر نبرد
نی، که حاتم نیست با جود تو راد
نی، که رستم نیست در جنگ تو مرد
ناز را رویی بباید همچو ورد
چون نداری گرد بدخویی مگرد
یا بگستر فرش زیبایی و حسن
یا بساط کبر و ناز اندر نورد
نیکویی و لطف گو با تاج و کبر
[...]
آوخ ! آوخ ! وای وای و درد درد!
دل ز درد آزاد داری روی زرد
از رخ زردم روان و ز دل روان
وز روان زی دل روان آزار و درد
دور دارد آرزوی دل ز دور
[...]
روی تو آرام دلها میبرد
زلف تو زنهار جانها میخورد
تا برآمد فتنهٔ زلف و رخت
عافیت را کس به کس مینشمرد
منهی عشق به دست رنگ و بوی
[...]
ای سخا را از کف تو پیشخورد
وی خرد را پیش رایت چشم درد
خلق تواهل هنر را دستگیر
جود تو مرد خرد را پایمرد
تیز با حزم تو کوه کند سیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.