گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۵

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کودکی داشتم خراباتی

می کش و کمزن و خرافاتی

پارسا شد ز بخت و دولت من

پارسایی شگرف و طاماتی

شیوهٔ خمر و قمر و رمز مدام

صفتی بود مرورا ذاتی

آنکه والتین ز بر ندانستی

همچو بلخیر گشت هیهاتی

خوانده از بر همیشه چو الحمد

عدد سورهٔ لباساتی

گوید امروز بر من از سر زهد

مثل و نکتهٔ اشاراتی

دوش گفتم ورا که ای دل و جان

مر مرا مایهٔ مباهاتی

گر چه مستور و پارسا شده‌ای

واصل هر گونهٔ کراماتی

گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟

گفت: لا والله ای خراباتی

ای سنایی کما ترید خوشست

دل به قسمت بنه کمایاتی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.