گنجور

 
سنایی

تخم بد کردن نباید کاشتن

پشت بر عاشق نباید داشتن

ای صنم ار تو بخواهی بنده را

زین سپس دانی نکوتر داشتن

چند ازین آیات نخوت خواندن

چند ازین رایات عجب افراشتن

نقش چین باید ز سینه محو کرد

صورت مهر و وفا بنگاشتن

چند ازین شاخ وفاها سوختن

چند ازین تخم جفاها کاشتن

خوب نبود بر چو من بیچاره‌ای

لشکر جور و جفا بگماشتن

زشت باشد با چو من درمانده‌ای

شرط و رسم مردمی نگذاشتن

در صف رندان و قلاشان خویش

کمترین کس بایدم پنداشتن

 
sunny dark_mode