گنجور

شمارهٔ ۱۶ - و برای او همچنین

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب
 

روزی که پا به علم پر غم گذاشتیم

امید بر ذخیره در هم گماشتیم

آخر هر آنچه گشت فراهم گذاشتیم

رفتیم و هر چه بود به عالم گذاشتیم

دنیا و محنتش همه با هم گذشتیم

هرگز نداشتیم ز رفتن به خود گمان

بردیم رنجها ز پی گنج شایگان

و آنگه تمام را بنهادیم رایگان

قطع نظر ز حاصل ده روزه جهان

این منزل خراب مسلم گذاشتیم

شد صرف در هوا و هوس روزگار ما

غافل ز پیک مرگ که می‌آید از قفا

ناگه برید دست ز دامان مدعا

چرخ زمانه چون نکند با کسی وفا

دست از شمار این درم کم گذاشتیم

کشتیم هر چه تخم در این دشت هولناک

آخر ثمر نداشت به جز میوه هلاک

رفتیم با دلی ز غم دهر چاک چاک

در غم سفید کرده کشیدیم زیر خاک

موی سیاه را که به ماتم گذاشتیم

نشگفت خاطر از هوس بوستان و باغ

ما را ز کیف جام جهان تر نشد دماغ

گفتی که با دبود اجل و عمر ما چراغ

ما مرد دل شکسته و چندین هزار داغ

جام صفا در انجمن جم گذاشتیم

اندام ما ندیده به خود برگ خرمی

نشنیده زخم سینه و در بوی مرهمی

(صامت) چون این بود ثمر عمر آدمی

بردیم چون فغان از این انجمن غمی

عیش جهان به مردم بی‌غم گذاشتیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.