گنجور

 
صامت بروجردی
 

چون آل طاها از جور ایام

گشتند وارد در کشور شام

گفتا سکینه در محضر عام

ای خلق بی‌رحم ای قوم بدنام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

ما عین قبله اصل نمازیم

سلطان یثرب شاه حجازیم

از حکم قرآن ما سرفرازیم

در کشور دین در ملک اسلام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

ما کاندرین شهر زار و ملولیم

از محیط وحی از بیت الهام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

خوش می‌نوازید نای و نقاره

گردیده بر ما گرم نظاره

خوش پرده شرم گردید پاره

بر آل یاسین دادید دشنام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

با سینه ریش با قلب پرغم

با سر عریان با چشم پر نم

ما را نمودند سرگرد عالم

از کثرت بغض از روی ابرام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

روزی که قرآن گردید نازل

بر حرمت ما می‌بود شامل

ما را خرابه دادید منزل

از جای حرمت از بهر اکرام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

آخر غریبیم ما آل حیدر

در کشور شام ای خلق کافر

تا چند ما را ریزید بر سر

خاکستر و سنگ از پشت هر بام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

در این ولایت ما میهمانیم

چون طایر دور از آشیانیم

تا کی بر افلاک شیون رسانیم

از ناله صبح از گریه شام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد

گر دم شب و روز در ناله چون نی

مانند (صامت) شد عمر من طی

در محنت و رنج در حزن و آلام

نحن سبایا آل محمد

جدی رسول فی کل مشهد