گنجور

شمارهٔ ۶۷

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

رخت را ماه می‌گفتیم اگر مه داشت پیرایه

قدرت را سرو می‌گفتیم نبود ارسرورا سایه

نزاده دایه امکان دگر طفلی بدین خوبی

تعالی‌الله ار این طفل و هزار احسن بر این دایه

به فال وصل بگشودم نقاب از مصحف رویت

ز بسم‌الله ابرویت درآمد اول آیه

نهادم دل به ابرویت که از کشتن شوم ایمن

ندانستم که با ترکان چشمت گشته همسایه

دهد بر باد آب دیده خاک هستی ما را

بلی ویران شود آن خانه کابش هست در پایه

طمع از وصل ببریدم چو روی خوب تو دیدم

ندارد نقد جان قدری و حسن تو گرانمایه

به بازار محبت باختی (صامت) دل و دین را

عجب در عشق خوبان شد نصیب سود و سرمایه



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

عجب در عشق خوبان شد نصیبت سود و سرمایه—احتمالا درست است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید