گنجور

 
صامت بروجردی
 

هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر

هی به قصد شیشه دلهای نازک سنگ گیر

تا توانی یا لئیمان گرم کن طرح و فاق

تا توانی یکدلی را بر ضعیفان تنگ گیر

من نه از مهرت شوم خوشدل نه از قهرت ملول

دیگران را رو بدام خود بر یور رنگ گیر

من سپر انداختم روز نخستین پیش تو

بهر قتل تنگ چشمان رویراق جنگ گیر

(صامت) اردنیا تو را سازد ز قید خود خلاص

تو ز بهر پیشکش جان را به روی چنگ گیر