گنجور

شمارهٔ ۵

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

باز آراسته بینم صف مژگان تو را

عزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را

کاش آید مه کنعان و ببیند در بند

بس جو خود بی سر و پاطره افشان تو را

دعوی حسن به یوسف نشدی راست به مصر

گر نکردی وطن آن چاه ز نخدان تو را

حق نعمت نشناسد بر اهل بصر

هر که از دیده برآرد بر پیکان تو را

آشیانی نشدش یافت ز دل بر سر دل

موبه موست چو دل زلف پریشان تو را

نرساند به لبش جام تجلی می عشق

هر که نازد به نظر گردش چشمان تو را

به تامل چه کشی تیغ به قتل (صامت)

خونبها نیست صف حشر شهیدان تو را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

هر که از دیده بر آرد پر پیکان تو را—-صحیح است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید