گنجور

شمارهٔ ۴

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

بلندآوازه بلبل در گلستان کرد دستان را

که در جای بلند آنجا نباید داد بستان را

تقاضای جهان کرد از چمن آواره بلبل را

که تا سرمنزل زاغ و زعن سازد گلستان را

به جای بغی و عدوان خهوشتر آن باشد که بنوازی

به شکر روزگار بی‌نیازی تنگدستان را

کلید دولت وارستگی کی اوفتد بر کف

ازاین ده روزه دنیا به دنیا پای بستان را

پرشان کرده از بهر ریاست کار عالم را

خدایا در دین داری بده دنیاپرستان را

یقین دارم که از داروی پر زهر اجل چیزی

نیارد بوی هشیاری به مغز این تازه مستان را

مگر (صامت) شود ظاهر به عالم مهدی غائب

که تا اندازد از پا ریشه این مکر و دستان را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

که تا سر منزل زاغ و زغن سازد گلستان را—-بجای بغی و عدوان خوشتر ان باشد که بنوازی—-پریشان کرده از بهر ریاست کار عالم را صحیح است—البته از زحمات گرد اورنده نهایت تشکر و امتنان را دارم

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید